محمد مهريار
127
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
روستاى ماربين آمده است : « هر كدام از اهالى اين ديه در شؤون كدخدايى خويش چناناند كه اگر ديرگاه شب دوازده تن ميهمان به آنان رسد به بيرون حاجتمند نخواهند بود . « 1 » ولى اينك اين وضع ديگرگون شده است و روستايى كه شهر بدان نيازمند بود خود طفيل شهرنشينان گشته تا بعد چه شود . اثرى كهن در آنجا وجود ندارد جز مسجد جامع اشترگان كه در حد خود يكى از مساجد بسيار دلاويز و معتبر قديم است . اين مسجد ، بهطورى كه در جبههء در ورودى كوچك شرقى آن نوشته شده ، در سال 715 ه . ق ساخته شده است يعنى درست يك قرن پس از حملهء مغول و گنبد آن نيز از لحاظ معمارى معتبر است و داراى گچبريهاى زيبا و نفيس ؛ دو منارهء آن در كنار سردر ورودى شمالى اينك تا نيمه خراب است و جبههء سردر چندين مرتبه تعمير شده و باز هم از جهات بسيار دلاويز مىباشد . « 2 » غير از اين مسجد جامع از آثار كهن چيزى جز در نام خود ندارد . واژهشناسى : واژهء اشترگان از دو جزء تركيب يافته است ، اول جزء « اشتر » ، نام همان حيوان صبور و پرطاقت باربر كه با خصوصيات حياتى و اقتصادى آن آشنا هستيم و دومين جزء « گان » همان پسوند كثرت و نسبت است . مىرسيم به اينكه چرا نام « اشتر » را بر ديه نهادهاند و اين نكته توضيحى لازم دارد به اين معنى كه اقوام كهن آريايى ، ساكنان قديم اين مرزوبوم ، و نيز زردشتيان ( همان آرياييان كه به دين زردشتى گرويدهاند ) به حيوانات اهلى حرمت بسيار مىنهادند چندانكه در اسامى اشخاص هم كلمات اشتر و اسب را مىآوردند و خود آن را جلالتى مىپنداشتند . مىدانيم كه نام زردشت پيامبر بزرگ ايرانى در اصل زرتاوشتر بوده است يعنى دارندهء شتر زرد . صرف اين نكته كه در شهرها ، ديهها و روستاها اسامى اين حيوانات به كار برده مىشده ، حاكى از جلالت و حشمتى است كه آريايىهاى كهن مىخواستهاند براى امكنهء با نام آنها منظور دارند و از همين راه است كه به نام اشتر و اسب ( به صور مختلف ) در اطراف
--> ( 1 ) - امروز نيز اين ديه بسيار با نام و معتبر است ، در روستاى ماربين ن . ك . به : ذيل عنوان ماربين در همين كتاب . ( 2 ) - ن . ك . به : تحقيقات اين نويسنده دربارهء اين مسجد و تعريض به مقامات دولتى در رها كردن و خرابى آن منتشره در روزنامهء نويد اصفهان سال 1371 .